|
من همــــــــــــــــــــــــــونم جوونمو فکرشم نـــــدارم یه روز عشقـم از پا مـیوفتــــــــــه،زندگیتو با چشمای بسته تو ظلمت شبهام ببین درباره وبلاگ من همونم موضوعات وبلاگم مطالب اخیر وب آرشیو وبلاگم نویسندگان پیوندهای روزانه پیوندها آمار رهگذرای وبلاگ
تا امروز 1000بار اومدم وب رو ببندم دلم نیومده،با خودم میگم چه کاریه حالا موندم با این وقتم چیکار میکنم که همش آخرش کم میاد واسم!!!خوابم؟بیخیالم؟بیحالم؟درسارو خوب نمیخونم که کم میاد وقت یا نه؟!!!! امتحان امروز هم بد نبود البته با چند اشتباه که..... . تازگیا جز دیشب شعر گذاشته بودم اینجا؟؟؟اهه چیزی ننوشتم اگه نگفته بودم چی میشد
یه اسمی بعد از این که کامل بشه شاید براش انتخاب کردم"صلابه"ست(گفتم شاید)یادت نره ?ok تا الان 6ساعته که پشت کامم خستم.چشام نمبینه،سردرد.باس برم اس جواب بدم وای خدیا شفا عنایت بفرما.... .آمین یا علی نوع مطلب : خاطرات وبلاگی، دوستانه، برچسب ها : واااااااااو ای جان نوع مطلب : برچسب ها : اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه فرزاد فرزین.ترانه یه زن:زمین میلرزه وقتی راه میری خدای نکرده زنا غولی چیزی هستن مگه آبروت رفته آهنگ کاور کردی نوع مطلب : برچسب ها : سلام!!! خوبین؟خوشین؟چه خبر از این طرفا!!!راه گم کردین؟؟!؟! تازه از جلسه امتحان برگشتم حال و هوا20.یه 25صدم بیشتر اشتباه نداشتم،نمیدونم این25صدمه از کجا سر و کله ش پیدا شد که گند زد به کارم زبان فارسی بودش.طبق معمول همیشه که از این درس نمره خوب نصیبم نمیشد این دفعه واسه20رفته بودم که اونم بهر حال میزاریم به پای قسمت. وضع ترانه ها خوب نیست حداقل ترانه های من قبلا شاید گفته باشم که همشون بوی نفرت گرفتن و معنای عاشقانشون از بین رفته(نداشته که از بین بره). تازگیا یه کلیپ دوستام برام آوردن اسمش هست:"یه حرفایی"آکادمی گوگوش بنظرم خیلی جالب حرفاشون رو میزنن از عشق و کینه ی شاهین نجفی،از شاملو و ... . مغز شعرش اینه(به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم.منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم) واسه درد دل نوشتن خوبه اما قواعد ترکیب قافیه هاش یه جور دیگه س.اول گوشش نمیدادم بعد کم کم متوجه شدم داره از دلی حرف میزنه که پره درده ولی اثری از کینه لابه لای واقعیت نیست.ملودیش هم یه نمه سنتی میزنه و اپرا. یه حرفایی به تقلید از یه حرفایی نوشتم اما باز یه چیزی کم داره و مثل قدیم هنوز اون عشقه توش نیست با اینکه عشق و نفرت هیچوقت باهم کنار نیومدن ولی باز هم... . نوع مطلب : دلنوشته های من، دوستانه، برچسب ها : وقتی چشم بسته داری یه راهو که معلوم نیست تهش چیه رو میری وقتی غرورت از پشت شیشه دیدنی میشه که داره باهات جون میده
وقتی داری همه پل های پشت سرت رو خراب میکنی به خاطر یه امید واهی
وقتی داری زیر فشار موج زندگی له میشی
وقتی تنها جایی که قبلا میتونستی روش واسه قدم زدن نصفه شب حساب کنی برات امن نباشه
وقتی گیتارت هم مثل ثابق هم غصه ت نیست
وقتی زندگیت همش غروره با یه تلنگر مثل حباب تو هم میریزه
نوع مطلب : خاطرات وبلاگی، برچسب ها : |
||